جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد!
ناله های نی . از ان نی,زن است / ناله های من , همه مال من است.
شرحه شرحه میخواهم اگر / من خودم دارم , مرو جای دگر.
این منم که رشته هایم پنبه شد / جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد.
چند ساعت ساعتم افتاد عقب / پاک قاطی شد سحر با نیمه شب.
یک شب انگار بگرفتم مرض / صبح فردایش زبانم شد عوض.
ان سلام ناظنینم شد HELLOO / انچه گندم کاشتم رویید جو!!
پای تا سر شد وجود من FOOT , HEAD / اب من WARET شد و نانم BREAD
وای من حتی پنیرم 'چیز 'شد! / است وهستم ناگهان 'ایز' شد.
من که با ان لجه و ان فارسی / انچنان خو کرده بودم سال سی.
من که بودم ان همه حاضر جواب / من که بودم نکته ها را فوت اب
من که با شیرین زبانی های خویش/ کار خود در هر کجا بردم به پیش.
اخر عمری چو طفلی تازه سال / از سخن افتاده بودم لال لال!!!
کم کمک گاهی HELOO گاهی PLEASE / نطق کردم خرده خرده ریز ریز.
در گرامر همچنان سر در گمم/ مثل شاگرد کلاس دومم
گاه GOOD MORNING من جای سلام / از سحر تا نیمه شب دادرد دوام !
با در همسایه هنگام سخن / لرزه می افتاد به سر تا پای من
میکنم بای یک دو تن اهل محل /گاهگاهی یک hello رد و بدل
بگذر از نی من حکایت میکنم / و ز جدایی ها شکایت میکنم
نی کجا این نکته ها اموخته / نی کجا داند نیستان سوخته
نی کجا از فتنه های غرب و شرق / داغ بر دل دارد و تیشه به فرق
بشنو از من بهترین راوی منم / راست خواهی هم نی هم نی زنم !!
سوزاندند انها نیستان مرا/ زیز و ر کردند ایران مرا...
کاش میماندم در ان محنت سرا / تا بسوزانند در اتش مرا ...
تا بسوزانندم خاکستر شوم / در هم امیزد به خاک کشورم
دیدی اخر هرچه رشتم پنبه شد / جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد.....!
شاعر; هادی خرسندی
سلام.خیلی خوش امدین.از هر چیزی خوشم میاد تو وبلاگم مینویسم. با تبادل لینکم موافقم .ممنون میشم نظر بزارین.